حدیثه ساداتحدیثه سادات، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره
حلما ساداتحلما سادات، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

حدیثه سادات و حلما سادات خوشگلای مامان

مخملک

1393/1/20 12:19
424 بازدید
اشتراک گذاری

 

قربونت برم نفس طلا که مریض شدی.


زندگی من....دخترم

 

 

از شنبه نهم عید شما حالت های سرماخوردگی پیدا کردی.تب زیاد و سرفه های شدید...

دو روز اول خیلی جدی نگرفتم و گفتم با داروهای گیاهی خوب میشی. بردمت عطاری یه عرق و یه قطره و یه پودر مخصوص بهت داد..

گفت خیلی کم خونی داری برای کم خونیت هم آب زرشک و آب آلبالو و شیره ی انگور داد..

برای یبوستت هم بهش گفتم که یه معجون داد...

داروهای سرماخوردگیت که دادم سرفه هات کمتر شده بود.. فعلا داروی یبوست و کم خونی رو شروع نکردم...

حس میکردم خارش داری و دور گردنت هم چند تا دونه های قرمز زده بود. تبت هم به هیچ طریقی پایین نمیومد...

دوشنبه یازدهم عید بردیمت دکتر شجاع الدینی که گفت دخمل مخمل ناز ما مخملک گرفته!!! و خداروشکر خطرناک نیست.یه دوره ای داره بگذره خوب میشه.

بابایی میگفت مخملک ، مخملک گرفته!!!!

دکتر گفت مخملک فقط از این شانه به اون شانه حالت شال دونه میزنه با روی زبونش.. وقتی زبونت هم نگاه کردم دیدم چند تا دونه های قرمز کوچولو زده..

عزیز دلم طاقت مریضیتو ندارم خودم اگه تنها بودم حتما مریض میشدم مثل هر دفعه فقط خدا کمک کرد که قم نبودم و خونه مامان جون اینا بودم.

خیلی بی حال بودی و بیشتر از تبت میترسیدم. خواب و خوراکم شده بودی عروسکم...

 چهارشنبه سیزدهم عید خیلی تبت بالا بود خودمون رفتیم داروخانه و شیاف برات گرفتم و پنج شنبه بعدازظهر اومدیم قم خونه خودمون..

 

تاریخ عکسا : 93/12/1

 

بمیرم الهی مامانی که از بس که حال نداشتی اینجوری چشمات هم می بستی ولی خواب نبودی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   به زور و کلی گریه کردن راضی شدی پاتو تو آب کنی.. چون بدنت خیلی داغ بود سردت میشد

 

 

   فدای اون بغض تو گلوت برم..

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

مامان محمدحسین
3 اردیبهشت 93 16:06
عزیز دلم...چقد این گل دختری ضعیفه.....بابا بیارش پیش خودم تپل مپلش کنم... خاله قربون اون بغضت بره.....
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
آره الهام جون حسابی... باشههههه میارمشا بزار بیام ولایت می بینی!!!!
ترنم عشق (زهرا)
3 اردیبهشت 93 17:56
آخی خاله جونم ان شا الله هر چه زودتر بهتر بشی دختر طلا
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مررررسی خاله جوووووون الان خداروشکر خوبه
مامان یاسمن و محمد پارسا
4 اردیبهشت 93 2:48
الاهی بمیرم خدا را شکر که الان خوبی عزیزم
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
خدا نکنه خاله جووووووووووووونمرررررررررسی
رزا
4 اردیبهشت 93 15:51
سلام انشالله زود خوب بشی.....چرا دیگه بهم سر نمیزنی
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
قربونت برم عزیزم. آدرس بده بهت سر میزنم
maryam
7 اردیبهشت 93 13:23
سلام. 25 اسفند تولد عزیزمه. برا تولدش یه وبلاگ درست کردم که میخوام روز تولد عشقم بهش هدیه بدم. تا اون روز میخوام 1365 تا پیام تبریک تولد برا نفسم داشته باشم. لطف میکنی یه سر به وبلاگم بزنی و تو نظرات تولدشو بهش تبریک بگی. اسمش سعید هست. خیلی خوشحالم میکنی. ممنون. دلمو نشکن و بیا لطفا www.tavalodesaeedeman.blogfa.com
مامان علیرضا
8 اردیبهشت 93 16:22
عزیزدلم خیلی ناراحت شدم خاله جون. انشاا... دیگه تا الان خوب خوب شده باشی.
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
ممنون که بهمون سر زدی.آره خداروشکر
بابا و مامان
10 اردیبهشت 93 12:22
عزیز دلم مثل اون قبلیست فقط کافیه رو گزینه ها کلیک کنی یکی راست کلید و چپ کلید هم همونطوره شما بگید مشگلتون چیه من بهتون بگم عزیز دلم
بابا و مامان
10 اردیبهشت 93 12:25
عزیزم رزا http://roza88.niniweblog.com/ این ادرس وبلاگشونه
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرررررررررررسی پیداش کردم.